روزهایی از زندگی پیش میاد که وقتی شب سرتو رو بالش میذاری ، فقط درد روی قلبتو حس میکنی ... دردی که جونتو آروم آروم میگیره .... وقتی خودمو میذارم جای تو .... میفهمم ... میفهمم خراب کردم .... گاهی به حدی میرسی حتی روی معذرت خواهی هم نداری .... چکار کردی دختر؟! ... هر اهنگی که پلی میشه بیشتر تیر میکشه .... بهت فکر میکنم .... آره حواسم بهت هست؟؟ ... من عاشقممم و این هوا هرچقدر سخت رو دوست دارم .... فکر کردی خسته میشم؟؟ ... اونم تو راه عشق تو؟؟ ... بین دلبرجان من یک عمر دوئیدم که به تو برسم .... فکر کردی بعد گذروندن اون همه سختی های شیرین ... این چیزا به چشمم میاد؟؟؟ .... پس چطور منی که این همه عاشقم ، ادعای عاشقی میکنم؟؟ .... عاشق گر خون دل نخورد و جگر نسوزاند که عاشق نیست! .... قلبممم هزار بار بمیرد باز برای تو میکوبه .... این حرف نیست ، قلب عاشق و سوز شده ام می گوید .... تو بمان ... تو فقط بمان بگذار من عاشقی کنم .... دوست دارم امیدم
#امروز به مامانم از احساساتم گفتم و راحت شدم انگار
#عاطفه
کلبه ی عشق...ما را در سایت کلبه ی عشق دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 171