110

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

بعضی وقتا حس میکنم اضافه ام

الان بیشتر از ۲ ساعته از خفگی اتاق زدم بیرون اومدم پایین....

مامانم مدام با خواهرم مشغول صحبت و خنده است و اصلا مجالی به حرف با من نیس... حتی امشب بخاطر ترس آنیکا دوباره سیلی خوردم ... هرچند میگفت از عمد نبود :) .... همه برای هم حرف دارن الا با من! کاش زودتر برگردم تهران ... حداقل اونجا تو دنیای خودمم .... لاقعل این فضا و رفتارشون رو نمیبینم ... حس سرد بودنشون .... یقین تنها بودنم ...

چرا زندگی اینطوریه خدا جونم؟

تو باهامی آره؟؟

کلبه ی عشق...

ما را در سایت کلبه ی عشق دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: شنبه 3 شهريور 1397 ساعت: 23:21

صفحه بندی